مرتضى مطهرى
615
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عامل سوم باز همان است كه از خارج عرض كرديم : ممكن است كه عامل عاطفى سبب مالكيت اشتراكى باشد ، يعنى توليدْ دسته جمعى نباشد بلكه فردى باشد ( اين برود در جنگل براى خودش شكار كند ، آن برود در جنگل براى خودش شكار كند ، اين برود براى خودش از درختها ميوه بچيند ، آن هم برود براى خودش از درختها ميوه بچيند ؛ توليد انفرادى باشد نه اشتراكى ) و ذخيره هم داشته باشند . بعد بيايند اينها را در جايى جمع كنند ( هرچه كه به دست آورده حال هرمقدار گرسنه بوده خودش خورده ، مثلًا نارگيل را از درختان مىگيرد به اندازهء خودش مىخورد ، چهل تاى ديگر را هم برمىدارد و مىآورد ؛ اينها را در يك جا مىريزند ) ولى به حكم حكومت عاطفه ، همه ( آن كه بوده و آن كه نبوده است ) از آن استفاده مىكنند . پس اينها مىتواند ملاك باشد و الّا صرف ساده بودن ابزار نمىتواند ملاك اشتراك واقع شود . اينها از سادگى شروع مىكنند ، تا به آنجا مىرسد كه ابزار تكامل پيدا مىكند و چون ابزار تكامل پيدا مىكند پس مازاد مصرف پيدا مىشود ، پس يك نفر مىتواند با زحمت شخص ديگر هم زندگى كند ، پس به اين وسيله اين دوره دورهء بردگى است . و ديديم نه ، ممكن است كه چنين امكانى باشد و بردگى وجود نداشته باشد . حال مىگويد : در اثر اين مرحله از تكامل فنّ توليد ( يعنى همين مازاد مصرف پيدا شدن ) زندگى كردن فردى به حساب كار فرد ديگر امكان وجود مىيابد و از همين تاريخ يك قدم بلند ديگر به طرف تمدن برداشته مىشود ، چه ديگر از اين تاريخ در جنگهايى كه در بين قبايل رخ مىداد طرفين اسرا را نمىكشتند ، زيرا اسرا كه تا آن تاريخ در اثر ضعف وسايل توليد سربار جامعهء اشتراكى محسوب مىشدند حال نه تنها سربار نيستند بلكه در اثر تكامل فنّ توليد از كار اين اسرا عدهاى ديگر نيز قادر به اعاشه مىباشند و از همين جا يك طبقهء مفت خوار ايجاد مىشود ( بعد جملهاى از كتاب در دفاع از نئوتاليسم نقل مىكند ) : « براى اينكه دشمن مغلوب را به جاى كباب كردن غلام كنيد بايد محصول كار او نه تنها زندگى خودش بلكه لااقل قسمتى از زندگى صاحبش را نيز تأمين نمايد . » پس به عكس تصور دورينگ ايجاد بردگى ارتباطى به زور ندارد و همچنين ناشى از فكر بكر فلان فيلسوف نيست ، بلكه انقلاب اقتصادى كه در دورهء نئوليتيك توسط اهلى كردن حيوانات و پيشرفت صناعت و فلاحت و مبادله تكميل شد رابطهء متقابل و مستقيمى با تقسيم اجتماعى كار داشت . از اين تاريخ كم كم بردگى از لحاظ اقتصادى امكان پذير گرديد و بالاخره در ابتداى دورهء تمدن و از آغاز دورهء تاريخ ، اجتماع به دو طبقهء مشخص تقسيم شد : طبقهء آقا و طبقهء برده ، و همين انقلاب اقتصادى باعث متلاشى شدن